خرید بک لینک

میدونم الان این حَرفام خیلی بچه گونه به نظر میآد ..

اما دلَم تنگ شُده واسه بودن هآت ..

24 ساعت بودی ، حَتی وقتایی کِ بی حوصِله بودی واسم قلب میذاشتی

و عُذرخواهی میکردی گاهی ناراحت میشُدم اما بیشتر درک میکردم !

الان هیچی . جدا از اینکه نیستی .. حتی همون قلب هم نمیذاری

حرفی نمیزنیم .. این چیزا خیلی ناراحتم میکنهـ ..

یادِ اون روزهامون کِ می افتم . اشکآم میریـزن .

میگفتیم میخندیدیم . حرفایِ خوب میزدی .. مُهم بودم ، میدونی ؟

استیکرهایِ بامزه ای کِ میذاشتی . اون فسقلی منی یا خودمی

یا اینکه خودت پیام میدادی، یا میگفتی کوشی؟ انگار واقعا بهترین دوستت بودم

شب استیکر خواب ، بغل . الان از بی توجهی هآت دارم عذاب میکشم

حقیقتا گوشی خریدن ـت رو واسم زهرِمار کردی . نِ کِ خوشحال نباشمآ نَ !

مرسی خریدی و اومَدی اما من تو رو میخواستم داشتِه باشم !

انگار هرچی کِ میخوام نمیشه :(

البته میدونیم مودِت اینجوریه ـآ . گاهی اینجور میشی اما همون ـَم

با گذشته فرق کرده . انگار شُدم غریبه . البته بودم چون بام درد و دل نمیکردی :)

دلنوشت

برچسب: نویسنده: سجاد حسینی‌پور تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:50

صفحه بندی