خرید بک لینک

دآشت ظرف میشُد ، یهـو متوقـف شُد ..

رفت تو فکـر ، به رو به رو خیـره شُده بود ..

اگه تو نامـزدم بودی . خودت میومَدی دیدن ـَم . ماهی 1 بار اغلنش ..

خودت زنگ میزدی .. راحـت اسمتُ به همه میگفتـم ..

جلو هَمـِه .. جلو هَمـِه زنگ میزدم بهت هر وقت دلم کشیـد ..

میگفتم نامزدمـِه ..

و یهو از فکر اومَد بیـرون و گفـت رَد دادیـآ :/

دلنوشت

برچسب: نویسنده: سجاد حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:09

صفحه بندی